تبليغاتX
کوهدشت شهر

کوهدشت شهر
 
قالب وبلاگ
[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 19:50 ] [ مسلم کرمی ]
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 23:9 ] [ مسلم کرمی ]
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 23:50 ] [ مسلم کرمی ]

کوهدشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی‌۴۷°۳۶′ شمالی‌۳۳°۳۲′ / °۴۷٫۶شرقی °۳۳٫۵۳شمالی / ۴۷٫۶;۳۳٫۵۳ (نقشه)

کوهدشت
"کویه شت" و "کوه شت"
Red pog.svg
کوهدشت
Iran location map.svg
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان لرستان
شهرستان کوهدشت
مردم
جمعیت ۲۱۱،۸۸۶
زبان‌ گفتاری لکی و لری
مذهب شیعه و اهل حق

کوهدَشت شهری است در غرب استان لرستان. این شهر مرکز شهرستان کوهدشت است. این شهرستان با ‪ ۲۱۱٬۸۸۶‬نفر جمعیت چهارمین شهرستان استان لرستان، پس از خرم‌آباد، بروجرد و الیگودرز است. کوهدشت در فاصله ‪ ۹۴‬کیلومتری جنوب غرب خرم‌آباد واقع شده است. دارای آب و هوای معتدل کوهستانی با تابستانهای گرم است. مردم آن با زبان لکی و لری گفتگو می‌کنند.

محتویات

[نهفتن]

پیشینه [ویرایش]

شهر کوهدشت حاصل اسکان اجباری عشایر در دوره رضاخان است اما بنا بر روایات تاریخی از حمدالله مستوفی و سایر مورخین به نظر می‌رسد که در سالیان دور در این منطقه شهری دایر بوده است.[نیازمند منبع]

آثار تاریخی و جاهای دیدنی [ویرایش]

طبیعت اطراف شهر کوهدشت
  • معبد سرخ دم لکی منطقه‌ای تاریخی در شش کیلومتری شمال غربی کوهدشت است که در دامنه کوه چنگری قرار دارد. از این منطقه تاریخی که یک هکتار وسعت دارد آثار و اشیای تاریخی متعددی از دوره تاریخی نخست هزاره یکم قبل از میلاد بدست آمده است. کارشناسان با تحقیق و مطالعه‌روی اشیاء و آثار بدست آمده دریافتند که منطقه سرخ دم لکی پایتخت پادشاهی به نام"آل پی" بوده که به صورت مستقل حکومت می‌کرده است.
  • معبد سرخ دم لری منطقه‌ای تاریخی واقع در دامنه کوه سرخ دم لری (خوشناموند) که در جنوب شهرستان کوهدشت واقع است. این منطقه در سال ۱۳۰۶ توسط دکتر اشمیت مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت و تمامی اشیا آن به خارج از ایران منتقل شد. اشیاء بدست آمده بیشتر مفرغ و مهره‌های استوانه‌ای بودند. به نظر می‌رسد این معبد مربوط به دوره آشوریان باشد.[نیازمند منبع]
  • غار میر ملاس در کوه سرسورین و در فاصله ‪ ۲۰‬کیلومتری شهر کوهدشت واقع است. به گفته مورخان، این غار نخستین سکونتگاه انسان و آغازگرتاریخ مدون بشری است زیرا نقاشی‌های حک شده روی دیواره آن کهن‌ترین آثاری است که انسانهای اولیه تاکنون از خود به یادگار گذاشته‌اند.[نیازمند منبع]
  • مقبره داود رشید، یا قلعه سیله که مربوط به دوره اشکانیان است.
  • امامزاده محمد در ۶۰ کیلومتری شمال شرقی کوهدشت واقع شده است. آرامگاه این امامزاده یکی از مهمترین جاذبه‌های زیارتی، تفریحی شهرستان کوهدشت به شمار می‌رود. امام زاده محمد در شهری به نام درب گنبد واقع شده است.[نیازمند منبع]
  • امامزاده ابوالوفاء که در ۲۵ ‪کیلومتری شمال شهر کوهدشت واقع شده است. سید محمدابوالوفاء فرزند زید و زید نیز فرزند علی بن حسین می‌باشد.

مردم‌شناسی و زبان [ویرایش]

مذهب مردمان این شهر شیعه است و تعداد محدودی نیز پیرو آیین یارسان هستند. از حیث طایفه و تیره‌های موجود در این شهرستان تنوع فراوانی وجود دارد که با گویش‌های مختلف لری و لکی تکلم می کنند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷]

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 21:9 ] [ مسلم کرمی ]

آسیب شناسی معضلات اجتماعی در کوهدشت

رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایرانیان:

کاندیدا های شهرستان کوهدشت با شعارهای پوچ و غیر قابل دسترس از مطالبات واقعی مردم دور نشوند

کورش محمدی طی گفتگویی ویژه با مجله خبری میرملاس اشاره به اینکه علت بروز آسیب هائی همچون اعتیاد در کوهدشت متاثر از عوامل متعددی است گفت: در باب آسیب شناسی معضلات اجتماعی در کوهدشت نیاز به بررسی های علمی و کارشناسی بسیاری است اما نمی توان از مسایل مهمی همچون نرخ بیکاری بالای شهرستان چشم پوشی کرد، مشکلی که به سه دهه کم توجهی و عدم برنامه ریزی صحیح و متناسب با نیازهای این شهرستان برمی گردد، البته از نقش خود مردم هم در این حیطه نباید غافل شد چراکه اعتقاد بنده اینست که نقش اساسی و تعیین کننده را در عمران و آبادانی هر منطقه ای مردم آن منطقه ایفا می کنند یعنی با بیان مطالبات بحق خود و وادار کردن مسئولین به پاسخگوئی متناسب با آن مطالبات، که متاسفانه این اتفاق کمتر در شهرستان کوهدشت افتاده است. شاید برخی به این نوع بیان اعتراض کنند و بگویند اگر همه چیز به مردم ارتباط دارد پس مسئولین چکاره اند؟ در پاسخ به این عزیزان باید عرض کنم که مسئولین همان گونه که از معنای لغوی نامشان پیداست در واقع پاسخوگویان به مطالبات مردم حوزه خود هستند، بنابراین این مردم هستند که با مطالبات حداکثری خود مسئولین را به پاسخگوئی در سطح بالای انتظارات مردم ترغیب می کنند، البته این امکان که زمانی مسئول یا مسئولانی نیز باشند که به لحاظ توانائی و کفایت و تدبیر ضعیف باشند منتفی نیست اما همین مسئولین نیز در صورت وجود عامل تکان دهنده ای همچون مطالبات حداکثری مردم یا نا چار به پاسخگوئی هستند و یا از حیطه مدیریتی کنار می روند، طبعا در سایه عدم مطالبات مردم است که مسئولین ضعیف هم به احساس امنیت می رسند، وگرنه چگونه ممکن است در طول سه دهه پس از انقلاب حتی یک واحد صنعتی بزرگ و اشتغالزا ، یک واحد سینما، یک جاده ارتباطی مناسب و کم خطر با مرکز استان و بسیاری امکانات دیگر در این شهرستان تعبیه نشود و بابت این کمبودها کسی هم پاسخگو نباشد؟ آیا غیر از اینست که سوال کننده ها به اندازه کافی و یا بصورت جمعی در این شهرستان سوال نکرده اند؟

محمدی همچنین گفت مردم شهرستان کوهدشت همواره و در همه صحنه های انقلاب از دوران پیروزی انقلاب گرفته تا صحنه های دفاع مقدس و دوران سازندگی و پس از آن حضوری پرشکوه و با عظمت داشته اند که در این رابطه میتوانم به برگزاری انتخابات های متعدد اشاره کنم که خود مبین این حضور با شکوه است اما مشکلی که اینجا وجود دارد اینست که در پس این حضور و مشارکت با شکوه مردم کوهدشت اهداف یا مطالبات جمعی مشخصی وجود نداشته یا بسیار کمرنگ بوده و همین امر باعث بخشی از عدم توسعه شهرستان در بخشهای مختلف اقتصادی و عمرانی بوده که امروز نتایج آن را به صورت همین نرخ بالای بیکاری شاهد هستیم. چراکه عدم وجود مطالبات جمعی و قاطع از سوی هر مردمی می تواند مسئولین را به عدم پاسخگوئی ترغیب کند بهمین دلیل به اعتقاد بنده در باره مشکلات موجود در کوهدشت نباید به مسئولین نه در این دوره و نه در هیچ دوره ای خورده گرفت بلکه لازم است تا به صورت جدی تک تک آحاد مردم و بویژه قشر جوان و نخبه از زاویه ای تازه خود را مورد آسیب شناسی قرار دهند و علتها را در خود بیابند ، من اطمینان دارم که اگر مطالبات اجتماعی و ... این مردم به درستی تعریف و تبیین شوند، مسئولین هم ناچار به پاسخگوئی متناسب با انتظارات مردم خواهند شد البته گفتن این موضوع هیچ ارتباطی به مسئولین شهرستان در دوره فعلی یا هیچ دوره مشخصی ندارد و دلیل بر عدم پاسخگوئی مسئولین نیست بلکه مبین اینست که مسئولین در کوهدشت همواره پاسخگوی مطالبات مردم در همین سطحی بوده اند که مردم خودشان نشان داده اند، بعنوان مثال ما هیچگاه شاهد یک حرکت جمعی نخبگان و بزرگان یا جوانان شهرستان برای ایجاد یک واحد بزرگ صنعتی یا فضاهای اشتغالزا در شهرستان نبوده ایم اما بارها و بارها شاهد آن بوده ایم که بسیاری از همین نخبگان و فعالان سیاسی اجتماعی شهرستان برای عزل یکی از مسئولین و بکار گماردن مسئول مورد نظر خود تلاش های آنچنانی کرده اند، طبعا زمانی که انرژی مطالبات مردم در چنین سطح کوچکی تعریف و صرف می شود نباید از مسئولین سیاسی و اجرائی شهرستان انتظار معجزه داشت، در حالیکه مشکل کوهدشت هیچگاه مسئولین آن نبوده اند بلکه این خود مردم بوده اند که با تعریف مطالبات خود تعیین کرده اند مسئولین قوی، موثر یا ضعیف عمل نمایند.

رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایرانیان در ادامه با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: انتخابات آتی بهترین فرصت است برای مردم کوهدشت که با تعیین اهداف بلند و با توجه به مشکلات شهرستان از حضور باشکوه و همیشگی خود حسن استفاده را ببرند، وی گفت: از همین حالا می توان رد پای تحرکات انتخاباتی فعالان و یا کاندیداهای احتمالی را در کوهدشت حس کرد اما توصیه من اول به خودم و بعد به همه شهروندان بویژه نخبگان و جوانان عزیز کوهدشتی اینست که حتما مطالبات جمعی و مشکلات موجود و منافع عمومی و جمعی همه مردم شهرستان را در سرلوحه اهداف خویش در این عرصه اجتماعی در نظر داشته و از کاندیداهای مورد نظر خویش مطالبه نمایند و همچنین به همه عزیزانی که به عنوان کاندیدای مجلس شورای اسلامی قصد حضور در این عرصه را دارند نیز توصیه می کنم که همگام با مطالبات واقعی مردم و نه با شعارهای پوچ و غیر قابل دسترس بلکه متناسب با رسالت نظام مقدس جمهوری اسلامی که بر محوریت عدالت و خدمت رسانی به آحاد جامعه استوار است در این صحنه حضور یابند که انشا اله در آینده نزدیک شاهد مرتفع شدن مشکلات شهرستان باشیم.

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 20:57 ] [ مسلم کرمی ]
                                          بنام دوست

دوست ندارم به مباحث سیاسی بپردازم چه اینکه صاحبنظر تر از حقیر کم نیست و اینکه 

اصولأ سیاست چوب دو سر سوخته است که از هر طرف که به دستش بگیری خواهی

سوخت و این نه باب میل بنده است و نه در توان تجربه و تخصص بنده !.

لکن آنچه که به بنده مربوط میشود و حکایتش بر من بار گرانیست این است که چه کرده اند

برای ما و حال چگونه کارنامه ای در دستشان هست آنانیکه سالها پستهای مدیریتی و

نمایندگی شهر مارا در خانه ملت به سوابقشان افزوده اند و حال ما کودکان دیروز و جوانان

امروز شهرمان از نمایندگان و مدیرانمان به روشنی میپرسیم که از کدام ارمغان شما به ما

خیری رسید ؟ از کدام سوغاتی شما به مردم شهرمان دلخوشی رسید ؟ از کدام تدبیر شما

آمار اعتیاد و ناهنجاریها کاسته شد ؟ از کدامین سعی شما سرو خرامان غرور و افتخار رویید !؟

از کدامین دفاع جانانه شما از بیکاری جوانان دلسوخته شهرتان کارخانه و اشتغال دمید ؟

آری کم نیست سؤالهای بی جواب من ولی خوب میدانم نیست جوابی که مرا و جوانان ما را

قانع تلاشتان کند جزء اینکه راه توجیه و گریز بپیمایید چه اینکه از حال و هوای آنچه که به سر

شهرمان آمده است به روشنی هویدای حقانیت سؤالهای بی جواب ماست و اینک که هوای

انتخاب و جلوس مجلس لذتی مضاعف آفریده است یاد یاران فراموش شده کرده اید و انگار نه

انگار دلشان سوخته از سرخوشی شماست که یادتان رفته است و باز خواهد رفت که غرور

شکسته ما در تمنای اندک مایه ای از دلخوشی و امید به آینده لکنت گرفته است و چه

فرق خواهد کرد که شما بدانید یا ندانید که هر چند هم بدانید باز به ریش ما خواهید خندید که

چه ساده لوحانه طلب معجزه از ما میکنند و چه طلبکارانه مزمت صندلی ما میکنند !.

آری درد امروز ما درد بی درمان بی خیالیست و درد گماشتن قوم و خویش در فلان پست نان و

آبدار و طرد بیکسان غریبه که حریمی نمیشناسند و همان به که آواره دیار غربت و بیکار کوچه

گرد بیکاری و اعتیاد و هزاران نکبت دیگر شوند و این نه مختص فلان نماینده حاضر است بل به

سالهای دور و نزدیک عالیجناب سناتور و دیگر شاهکارهای انتخابی مردم شهرمان بر میگردد

که نه مصلحتی در بر داشت و نه خیری که دلخوشی امروزمان باشد و  تا آنجا فضاحت به بار

آمد که دوره ای هم از نعمت داشتن این عزیزان زیادی غمخوار هم محروممان کردند تا جاییکه

قیمومیت مارا نمایندگان دیگر شهرها فی سبیل الله به سرانجام برسانند و این شاهکار تنها و

تنها در تخصص شهر ما بود که نمایندگانش از سر احساسات قومیتی و تعصبات کورکورانه و

منفعت طلبیهای شخصی به جای منافع عمومی راهی خانه ملت شوند و بارها بر سر این نزاع

کف خیابانهای شهرمان آغشته خون مردمان بیچاره اش شود و آخر سر هم در تحفه درویش

چه ماند جزء توره ای خالی و آهی سرد که کام جوانانش به زهر گرایاند !.

والسلام . مسلم کرمی

 

[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 22:55 ] [ مسلم کرمی ]
                                      بنام بخشاینده بی همتا

نوشتن سخت است آنگاه که برای شهرم مینویسم و ذهنم را سخت با احساساتم در هم

می آمیزم تا حق مطلب را به درستی برای شهرم ادا کنم ولی چه کنم که شهرم امروز

درداگین دردی جانسوز است و تکه تکه جانش شعله سوز و گداز جانم شده است .

آری امروز کوهدشت من سخت تنهاست و فریاد بی کسیش گوش فلک را مینوازاند و تا شاید

ندای کمکی از افقهای دور بر حال زارش مرحم و درمانی بپاشد !.

کوهدشت من امروز مالامال انبوه جوانانی بیکار و افسرده است که انگار دنیا با تمام بزرگیش

جایی برای تسکین دردشان نساخته است و انگار نه انگار جوانانش دیگر تحمل این درد جانکاه

را ندارند و چهارچوب تنشان از فقری به درد آمده است که گویی پایانی بر آن نساخته اند و پاک

یادشان رفته است که آنها هم شهروندان این سرزمین غنی هستند و لیاقت داشتن وضعیتی

آبرومندانه و اشتغالی مستمر و رضایت بخش در زادگاه کودکیشان را دارند و نباید از جبر بیکاری و

فقر آواره اعتیاد و غریبی دراندشت پایتخت یا دیگر شهرهای وطن شوند و روزانه با هزاران درد

دست و پنجه نرم کنند و غرور شکسته شان هر روز بیشتر از دیروز به جفای منافع طلبانی

خودخواه و بی درد آزین آجر ساختمانها و بساط دستفروشان کف خیابانهای تهران شود !.

آری امروز دیگر جوانان شهر دردمند من نه به تعصبات کورکورانه فلان قبیله احتیاج دارند و نه

به وعده های دروغین فلان کاندیدای مجلس در تهیج احساسات پاک و ساده شان و خوب

دریافته اند که شاید از مظلومترین و رنجورترین شهروندان این سرزمین لقب گرفته اند که

سرنوشت اندوهبارشان در لابه لای کوچه های غربت و آوارگی و در بساطی خفت بار تنیده

شده است و دیگر به چنین اوضاعی دل نمیبندند و حقشان را از آنانیکه به خاطر منافع زودگذر

به ناچیزترین بها فروخته اند طلب میکنند و دیگر تنها و تنها به افتخار کارگری و بیکاری شب را

به صبح نمیکنند و مدام بر ذهنشان چنین میرود که حق من کجاست ؟ شغل من کجاست ؟

رفاه من کجاست و هزاران سؤال بی جواب دیگر که باید جوابشان را بدهند !.

 نویسنده مسلم کرمی

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:42 ] [ مسلم کرمی ]

                                بنام عادلترین

کوهدشت !

کوهدشت ای شهر دردمند من از درد تو به خود میپیچم و به جانم جام  افسوس مینوشانم که امروزت چنین دردمندانه است ومن دور از تو چه غمها که به جانم نمیشیند تا بداند آنکه که باید بداند که من وتو امروز چنین از درد به خود میپیچیم و تا آه از نهاد دوستدارانت در آید که امروزت فقط به آهی مانده است که  گلویم را فشرده است تا راه نفسم بسته ماند تا چنین باشد که اندوهم اندوه دهشتناک مردمانی باشد که از فقر به ستوه می آیند و بی پناه چشم به درهایی دوخته اند که انگار واشدنی در ضمیرشان نیست و از پنجره هم که نتوان عبور داد ضمیری که خاموشی آن شهره آفاق امروز وطنم ایران است و تو ای شهر بی پناهم که قربانگاه ندانم کاریها شده ای و جوانانت به دور از تو در کوچه های غربت دراندشت پایتخت به خود میپیچند تا قوت شبشان از حقیرانه ترین امور و از نازلترین مشغله ها به جیبهای خالیشان برسد و هر روز بیشتر از دیروزشان تحقیر فقر تو باشند و تو هیچ انگار نه انگار که جوانانت سخت نیازمند کمک تو اند و بیدادشان گوش فلک را مینوازاند و تو باز هم سرت به تنور کسانی گرم است که نه درد تو دارند و نه درد تو میفهمند و این وسط فقط ماها هستیم که بیگانه ایم و باید در کوچه های پایتخت و شهرهای دیگر وطنمان خیره به دور بپاییم که از صبح تو رونقی بیابیم  و آغوش گرمت دلنواز دلهای شکسته مان شود و شبهای آرام تو آرامشبخش آرزوهای به گور رفته مان باشد !

ای کوهدشت ای شهر من تا چند از درد تو به خود پیچم و به یاد رونق تو سلولهای مغزم را بفشارم که حق تو این نیست که حق ما این نیست !؟

ای کوهدشت ای شهر فراموش شده من دیگر از درد تو جانم مالامال اندوه است و یادت تنها اندوهناک قلب شکسته من است که امروزت چنین شقه شقه در چپاول ندانم کاریهاست و کور به چاله افتاده دره های جفا ست !

ای کوهدشت ای شهر سوخته من چگونه درد تو با جانم سازگار میشود که فقر و بیکاریت غرور از ما شسته و به دامان نالایقان انداخته و فرزندانت تنها و تنها در کنج آوارگی شبهای شرم به صبح غربت میکنند و دستشان از غرور کوتاه مانده است و تو هیچ به درد نمیایی که از درد به خود میپیچیم !

ای کوهدشت ای شهر ویران شده من چگونه مرا و آرزوهایم را نابود کردی تا غبار غربت بر چهره شکسته ام رسوب کند و یاد تو مالا مال خشمم کند که نه این حق من نبود که نه این حق جوانانت نبود ! 

نویسنده : مسلم کرمی

[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 23:39 ] [ مسلم کرمی ]
                                             بنام پروردگار بخشاینده

میخواهم از دلتنگیهایم که بیشتر شبیه آرزوهای محقق نشده میمانند بنویسم ! . میخواهم از

فضایی بنویسم که بیشتر میتوان در قالب داستان به آن رسید و نه وعالم واقعیت چه اینکه در

داستان محدودیت شخصیت و آرزو نداریم و نویسنده به سهولت از تمام نداشته هایش برای

خودش و برای جامعه انتزاعیش جامعه ای نو میسازد که بر آن آمال و آرزوهای شخص نقش

شهروندان جامعه خیالی را بازی میکنند و در واقع تک تک آن شهروندان سلولهای تشکیل

دهنده جامعه ای میشوند که خواستگاه ذهن نویسنده میباشد و به دور از حصار محدودیت ها

از تنگناهای طبقاتی و شهروندان خودخواه به زندگی لذت بخشی میرسند که اعتدال و منطق

و قانون سه رکن اصلی و سه اصل لاینفک آن جامعه لقب میگیرند که تمامی شهروندان آن

جامعه بر اساس آن معیارها به خط کشی های حقوقی و قانونی خویش واقف میشوند که

تخطی از آن ارزشها و نادیده گرفتن آن هنجارها تعرضی نابخشودنی و خطایی فاحش نسبت

به حقوق آن جامعه و شهروندانش قلمداد میشود و موجب مسئولیت برای هنجارشکنان 

میشود و جامعه را محق این حق میکند که از جنبه دفاعی بر عدول گران از قانون بشورد و

موجبات امنیّت روانی و مادی دیگر شهروندان را تضمین کند و  بقای چنین جامعه ای از اولیه

ترین خواسته های آن جامعه به حساب می آید و تفاوت اصلی آن با جوامع هنجارگریز در

همین حسن نظر به ارزشها و معیارهای مقبول شهروندانش میباشد و جایی برای لجام

گسیختگیهای اجتماعی و معضلات امنیتی باقی نمیگذارد تا مناغشه ای در متن جامعه شکل

گیرد که موجبات اعتراض و دلنگرانی شهروندان شود که ناخواسته استرس و فشار روانی

را به شهروندان تحمیل کند که ماحصل آن رشد نابسامانیها و واکنشهای منفی بین افراد آن

جامعه خواهد شد که متعاقب آن تحمیل هزینه های گزاف بر جامعه صدمه دیده میباشد که

لازم است در رفع و ترمیم آثار آن چنین خسارتی را بپذیرد و از طرفی دیگر نیرو و تواناییهایی

که لازمه رشد و اعتلای اقتصادی جامعه هست صرف مبارزه با ناهنجاریها میشود که در بعد

کلان واماندگی از اهداف و چشم اندازهای جامعه را در بر خواهد داشت و محصول نامیمون

ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی را به جامعه تحمیل خواهد کرد .

حال برای رفع چالش و خروج از تنشهای اجتماعی نگاهی ویژه متوجه محیطهای کسب و کار

و کارگاهای صنعتی است که از رأس حرم مدیریتی تا بدنه کارگری را شامل میشود و این توجه

در کارگاها و شرکتهای صنعتی مادر که چهارچوب اقتصادی جامعه را تشکیل میدهد بسیار پر

رنگتر و لازمتر مینماید و برنامه ای ویژه میطلبد تا با حسن مدیریت و نگاهی مسئولیت پذیرانه

از بروز تنشها و درگیریهای روانی و فیزیکی افراد در تمامی طبقات اجتناب شود و این برآورده

نخواهد شد مگر با رعایت عدالت در دستمزدها و روابط اداری و کاری قانونمند وشفاف که بر

معیار قانون و اخلاق و درک  حقوق انسانی سرمایه های اصلی کارگاه که مهمترین شرط

پیشبرد اهداف و برنامه های کاری آن سیستم است  .

بدیهی است که هر قدر مدیران بی توجه به این واقعیتها باشند و ارزشی ورای ابزار برای افراد

و استعدادها و تواناییهای شخصیتی آنان قائل نباشند و بر استفاده غیر منطقی و نامناسب از

افراد اصرار ورزند و با سپردن امور به افراد ضعیف و نالایق و عدم نظارت بر عملکردهای کاری

آنان و بی توجهی به خواسته ها و انتظارات به حق افراد و ممانعت از سوء استفاده از جایگاه

و موقعیت به عمل نیاورند بر سرعت اضمحلال و هدر رفتن سرمایه های انسانی و فرصتها

خواهند افزود که نهایتأ ضرر آن متوجه کل جامعه و امور آقتصادی آن خواهد شد .

نویسنده : مسلم کرمی

 

 

 

 

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 0:52 ] [ مسلم کرمی ]

 

از چهرۀ طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب الودم

این جلوه های حسرت وماتم را

پائیز ، ای مسافر خاک الوده

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگهای مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جزغم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت ؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان درمند من اغوشت ؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد ازارم

ان ارزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پائیز ، ای سرود خیال انگیز

پائیز ، ای ترانۀ محنت بار

پائیز ، ای تبسم افسرده

بر چهرۀ طبیعت افسونکار

فروغ فرخزاد

[ سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 ] [ 21:59 ] [ مسلم کرمی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مسلم کرمی
آرشيو مطالب
امکانات وب